-
شگفتا نخستین شب فروردین
-
بزاد از پسین روز اسفندماه
-
حریق شفق قفس سال را
-
ز نو زاد در خرمن شامگاه
-
ازین شب که بوی زمستان در اوست
-
نیاید بهاران نو باورم
-
الا ای درختان تاریک شب
-
من از روح باران پریشانترم
-
شما لرزه های تن خویش را
-
فرو می تکانید در هم هنوز
-
من اما ز سوز زمستان دل
-
نیفشرده ام دیده بر هم هنوز
-
الا ای درختان تاریک شب
-
شما در نخستین دم کائنات
-
زمین را به زیر قدم داشتید
-
زمینی چو پایان شطرنج مات
-
شما چون سپاهی به هنگام فتح
-
به هر گام بیرق برافراشتید
-
ولی چون به گوش آمد آوای ایست
-
همه پای خود در زمین کاشتید
-
چو در پیش تقدیر زانو زدید
-
شما را جهان دست یاری گرفت
-
شما چاره را در سکون یافتید
-
مرا دل ره بیقراری گرفت
-
شما را سکون گر دل آسوده کرد
-
مرا بی قراری مرادی نداد
-
زمین چون مرا مست خورشید دید
-
به نامردی ام بند برپا نهاد
-
هم کنون شما در پسین روز سال
-
من اندر نخستین شب فروردین
-
درختیم اما یکی بی بهار
-
یکی گل برآورده از آستین
-
بگویید تا صبح اردیبهشت
-
براید ز آفاق تاریک من
-
مگر برکشد غنچه ی آفتاب
-
سر از شاخساران باریک من


