-
در گلو می شکنم از سر خشم
-
هر نفس خنجر فریادی را
-
سر خونین جدا از تن من
-
در رگ و ریشه نهان کرده هنوز
-
کینه ی کهنه ی جلادی را
-
بی سر از راه سفر آمده ام
-
سر من در شب تاریک زمین
-
همچنان چشم به راه سحر است
-
جاده خالی است ولی می شنوی
-
آه با من با من
-
پای سنگین کسی همسفر است
-
ای در بسته ی گمگشته کلید
-
گوش بر روزنه ات دوخته ام
-
تا مگر راه به سوی تو برم
-
مشعل از چشم خود افروخته ام
-
جامه دان سفر دور به دست
-
در تب تند عطش سوخته ام
-
ای دربسته جواب تو کجاست
-
راستی ای دم طوفانی صبح
-
آفتاب تو کجاست


