-
قوم گفتند ای گروه این رنج ما
نیست زان رنجی که بپذیرد دوا
-
سالها گفتید زین افسون و پند
سخت تر می گشت زان هر لحظه بند
-
گر دوا را این مرض قابل بدی
آخر از وی ذره ای زایل شدی
-
سده چون شد آب ناید در جگر
گر خورد دریا رود جایی دگر
-
لاجرم آماس گیرد دست و پا
تشنگی را نشکند آن استقا
مولانا
https://www.sherfarsi.ir/molavi/مکرر-کردن-کافران-حجتهای-جبریانه-را
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


