-
تا یکی مهمان در آمد وقت شب
کو شنیده بود آن صیت عجب
-
از برای آزمون می آزمود
زانک بس مردانه و جان سیر بود
-
گفت کم گیرم سر و اشکمبه ای
رفته گیر از گنج جان یک حبه ای
-
صورت تن گو برو من کیستم
نقش کم ناید چو من باقیستم
-
چون نفخت بودم از لطف خدا
نفخ حق باشم ز نای تن جدا
-
تا نیفتد بانگ نفخش این طرف
تا رهد آن گوهر از تنگین صدف
-
چون تمنوا موت گفت ای صادقین
صادقم جان را برافشانم برین
مولانا
https://www.sherfarsi.ir/molavi/مهمان-آمدن-در-آن-مسجد
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


