-
دید در ایام آن شیخ فقیر
مصحفی در خانه پیری ضریر
-
پیش او مهمان شد او وقت تموز
هر دو زاهد جمع گشته چند روز
-
گفت اینجا ای عجب مصحف چراست
چونک نابیناست این درویش راست
-
اندرین اندیشه تشویشش فزود
که جز او را نیست اینجا باش و بود
-
اوست تنها مصحفی آویخته
من نیم گستاخ یا آمیخته
-
تا بپرسم نه خمش صبری کنم
تا به صبری بر مرادی بر زنم
-
صبر کرد و بود چندی در حرج
کشف شد کالصبر مفتاح الفرج
مولانا
https://www.sherfarsi.ir/molavi/قصه-خواندن-شیخ-ضریر-مصحف-را-در-رو-و-بینا-شدن-وقت-قرائت
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


