مولانا
https://www.sherfarsi.ir/molavi/دریافتن-آن-ولی-رنج-را-و-عرض-کردن-رنج-او-را-پیش-پادشاه

  1. بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد

    شاه را زان شمه ای آگاه کرد

  2. گفت تدبیر آن بود کان مرد را

    حاضر آریم از پی این درد را

  3. مرد زرگر را بخوان زان شهر دور

    با زر و خلعت بده او را غرور

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.