-
بعد از آن گفتند ای مادر بیا
گور بابا کو تو ما را ره نما
-
بردشان بر گور او بنمود راه
پس سه روزه داشتند از بهر شاه
-
بعد از آن گفتند ای بابا به ما
شاه پیغامی فرستاد از وجا
-
که دو مرد او را به تنگ آورده اند
آب رویش پیش لشکر برده اند
-
نیست با ایشان سلاح و لشکری
جز عصا و در عصا شور و شری
-
تو جهان راستان در رفته ای
گرچه در صورت به خاکی خفته ای
-
آن اگر سحرست ما را ده خبر
ور خدایی باشد ای جان پدر
-
هم خبر ده تا که ما سجده کنیم
خویشتن بر کیمیایی بر زنیم
-
ناامیدانیم و اومیدی رسید
راندگانیم و کرم ما را کشید
مولانا
https://www.sherfarsi.ir/molavi/خواندن-آن-دو-ساحر-پدر-را-از-گور-و-پرسیدن-از-روان-پدر-حقیقت-موسی-ع
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)


