ما ز یاران چشم یاری داشتیم
حافظ
https://www.sherfarsi.ir/hafez/ما-ز-یاران-چشم-یاری-داشتیم

  1. ما ز یاران چشم یاری داشتیم

    خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم

    ما از دوستان انتظار یاری و کمک داشتیم. اما آنچه که خیال می‌کردیم، نادرست بود.

  2. تا درخت دوستی برگی دهد

    حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

    برای آنکه درخت دوستی برگی برویاند، فعلاً رفتیم و بذری کاشتیم.

  3. گفت و گو آیین درویشی نبود

    ور نه با تو ماجراها داشتیم

    بحث و جدل در آئین و مرام درویشی جایی ندارد وگرنه سخنان زیادی در دل داشتیم که به تو بگوییم

  4. شیوه چشمت فریب جنگ داشت

    ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

    در ناز و کرشمه چشمانت، مکر و حیله جنگ وجود داشت. اما ما به اشتباه افتادیم و خیال کردیم که نشانه آشتی است.

  5. گلبن حسنت نه خود شد دلفروز

    ما دم همت بر او بگماشتیم

    نهال زیبایی تو، به خودی خود، شعله‌ور کننده دل‌ها نشد. ما با دمیدن گرمای همت (آه کشیدن)، آن را روشن کردیم.

  6. نکته ها رفت و شکایت کس نکرد

    جانب حرمت فرونگذاشتیم

    مسائل زیادی پیش آمد ولی کسی شکایتی نکرد. ما رسم احترام را رعایت کردیم.

  7. گفت خود دادی به ما دل حافظا

    ما محصل بر کسی نگماشتیم

    گفت: ای حافظ! این خودت بودی که به ما دل بستی، ما کسی را برای بدست آوردن دل دیگران استخدام نکرده‌ایم.

انتظار بیهوده

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

    • شیوه

      شیوه
      طرز، راه و روش
      خوی ، عادت
      ناز، کرشمه
      مکر
    • همت

      همت
      اراده و آرزو و خواهش و عزم
      شجاعت و دلیری
      فال نیک
      بلند نظری
      (اصطلاح تصوف ) توجه قلب با تمام قوای روحانی خود به جانب حق ، برای حصول کمال در خود یا دیگری ، به نحوی که به غیر مقصود حقیقی ملتفت نشود. توجه پیر برای امر وجودی یا عدمی . نفس پیر. نفوذ ناپیدای شیخ در مریدان
    • دم

      دم
      نفس
      گرما
      آه
      لحظه، هنگام
    • دلفروز

      فروز
      افروز
      شعله ورسازنده و افروزنده .
    • محصل

      محصل
      مأمور جمع مالیات یا هر وجه دیگری که از طرف حکومت به کسی یا به جماعتی تحمیل میشده است