سحرگه ره روی در سرزمینی
حافظ
https://www.sherfarsi.ir/hafez/سحرگه-ره-روی-در-سرزمینی

  1. سحرگه ره روی در سرزمینی

    همی گفت این معما با قرینی

  2. که ای صوفی شراب آن گه شود صاف

    که در شیشه برآرد اربعینی

  3. خدا زان خرقه بیزار است صد بار

    که صد بت باشدش در آستینی

  4. مروت گر چه نامی بی نشان است

    نیازی عرضه کن بر نازنینی

  5. ثوابت باشد ای دارای خرمن

    اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

  6. نمی بینم نشاط عیش در کس

    نه درمان دلی نه درد دینی

  7. درون ها تیره شد باشد که از غیب

    چراغی برکند خلوت نشینی

  8. گر انگشت سلیمانی نباشد

    چه خاصیت دهد نقش نگینی

  9. اگر چه رسم خوبان تندخوییست

    چه باشد گر بسازد با غمینی

  10. ره میخانه بنما تا بپرسم

    مآل خویش را از پیش بینی

  11. نه حافظ را حضور درس خلوت

    نه دانشمند را علم الیقینی

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

    • قرینی

      قَرین
      همسر
      یار
      نزدیک
      همنشین
      نَفْسْ
    • صوفی

      صوفی
      پشمینه پوش
      پیرو طریقه تصوف
    • خرقه

      خِرقه
      لباسی که از وصله شدن تکه پارچه‌های گوناگون درست شده است. جامه مخصوص درویشان
    • مآل

      مَآل
      سرانجام، عاقبت
      اساس و اصل و بنیاد