زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
حافظ
https://www.sherfarsi.ir/hafez/زلف-آشفته-و-خوی-کرده-و-خندان-لب-و-مست

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (3500 تومان)
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (3500 تومان)

  1. زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

    پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

  2. نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

    نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

  3. سر فرا گوش من آورد به آواز حزین

    گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

  4. عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

    کافر عشق بود گر نشود باده پرست

  5. برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر

    که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

  6. آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم

    اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

  7. خنده جام می و زلف گره گیر نگار

    ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (3500 تومان)
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (3500 تومان)
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

    • خوی

      خوی
      خیو
      عرق، خروج رطوبت بشکل قطره های بسیار کوچک از سطح خارجی هر چیزی
      تف، آب دهان
    • نرگسش

      نرگس
      نام گلی است خوشبو که ته و ساقه اش مانند پیاز است و بر سر گلی می آورد زرد یا بنفش
      کنایه از چشم معشوق
    • دردکشان

      دُرد
      ته نشین، رسوب، تیرگی (شراب و روغن و ...)
      مطلق شراب