-
سالها پیش خاطر رنجور
-
شادمان بود و نوبهاری داشت
-
دل من باغ دلفریبی بود
-
سبزه یی داشت لاله زاری داشت
-
آفتاب محبت گرمی
-
گل او را به ناز می پرورد
-
هر سحر دیده ام چو می شد باز
-
شاخه یی می دمید و گل می کرد
-
رفت چندی و حیف دانستم
-
گل این باغ رنگ قهری داشت
-
غنچه ی دلفریب زیبایش
-
عطر آمیخته به زهری داشت
-
سحری با دو چشم اشک آلود
-
همه را خشمگین ز بن کندم
-
آن همه عشق و ناز و مستی را
-
پیش پای زمان پرکندم
-
سال ها رفت و گلشنم پژمرده
-
خاطرم دشت سنگلاخی شد
-
نه به شاخی نهال او آراست
-
نه به برگی نهفته شاخی شد
-
لیک کنون که آفتاب دگر
-
دامن خویش را بر او گسترد
-
مژده آرید مژده ای یاران
-
باز هم سنگلاخ گل آورد
-
بگذارید دشت بی جانم
-
با بهاری دوباره زنده شود
-
بشکفد غنچه های دل تا باز
-
عطرشان زهری و کشنده شود


