-
نیستم باده تا نشاط مرا
-
بربایی ز جام و نوش کنی
-
نیستم شعله تا لهیب مرا
-
با نفس های خود خموش کنی
-
نیستم عطر گل که راه برم
-
با نسیمی به سوی خوابگهت
-
نیستم رنگ شب که بنشینم
-
با سکوتی به دیده ی سیهت
-
نیستم شعر نغز تا یک شب
-
بر لبت بوسه های گرم زنم
-
نیستم یاد وصل تا یک دم
-
بر رخت رنگ شوق و شرم زنم
-
نیستم نغمه یی که پر سازم
-
جام گوش ترا ز مستی خویش
-
نیستم ناله یی که نیم شبی
-
با خبر سازمت ز هستی خویش
-
نیستم جلوه ی سحر که با ناز
-
تن بسایم به پرده های حریر
-
گرم روی ترا ببوسم و نرم
-
گویم ای شب مرا ببین و بمیر
-
نیستم سایه ی تو تا از شوق
-
سرگذارم به خاک رهگذرت
-
ور شوم پایمال رهگذران
-
گویم ای نازنین فدای سرت
-
گره کور سرنوشتم من
-
پنجه ی روزگار بست مرا
-
بگذر از من که نیک می دانم
-
نگشاید کسی به دست مرا
-
آرزویی تو آرزوی محال
-
با منی هر زمان و دور از من
-
بی تو ای آشنا چه می خواهد
-
این دل تنگ ناصبور از من


