-
جفای خلق و غم روزگار دیده منم
-
وزین دو رشته ی پیوند خود بریده منم
-
شبم که سینه ی من پرده دار اسرار است
-
به انتظار تو این خنجر سپیده منم
-
ز تیغ طعنه ی دشمن دلم چو گل شد چک
-
کنون چو غنچه زبان در دهان کشیده منم
-
ز اوج چرخ تمنا چو برف با دل سرد
-
فرونشسته و بر خاک آرمیده منم
-
ز من گسسته ای و همچو گرد باد به دشت
-
ز تاب هجر تو پیچیده و دویده منم
-
ز غم گداختم و اشک گرم سردم کرد
-
زمن بترس که پولاد آبدیده منم
-
بسان سایه ز آزار مردمان سیمین
-
غمین به گوشه ی دیوارها خزیده منم


