-
از عشق وسوسه می سازی
-
تا پیش پام بیندازی
-
یعنی بزن و نمی دانی
-
کز یاد رفته مرا بازی
-
در این چمن به گل افشانی
-
بس دیده ای که چه می کردم
-
خشکم کنون و نمی دانم
-
کز چوب خشک چه می سازی
-
زین اعتراف نپرهیزم
-
کاین دل هنوز نفس دارد
-
اما نه این که تو بتوانی
-
بازش به کار بیندازی
-
می بایدم دگری جز تو
-
پر شور و پر شرری جز تو
-
افسوس رانده مرا از دل
-
آن طرفه مرشد شیرازی
-
با یاد او چه کبوترها
-
پر می گشود ازین دفتر
-
من خیره مانده و در حیرت
-
زین گونه شعبده پردازی
-
آن شعر و نامه نوشتن ها
-
نقش بهار به دل می زد
-
اندیشه جفت صبا می شد
-
در باغ گل به سبکتازی
-
کنون تو شور منت در سر
-
بازیچه می فکنی در پا
-
بس کودکانه هوس داری
-
تا ناشیانه بیاغازی
-
بر بام خانه مبند آذین
-
من با تو عشق نمی بازم
-
گر صد چراغ برافروزی
-
گر صد درفش برافرازی


