-
آمدی و آمدی و آمدی
-
نرم گشودی در کاشانه را
-
خنده به لب بوسه طلب شوخ چشم
-
شیفته کردی دل دیوانه را
-
سایه صفت آمدی و بیقرار
-
خفت سراپای تو در بسترم
-
نرگس من بودی و جای تو شد
-
جام بلورین دو چشم ترم
-
یک شرر از مجمر لب های تو
-
جست و سراپای مرا سوخت سوخت
-
بوسه ی دیگر ز لبت غنچه کرد
-
غنچه ی لب های مرا دوخت دوخت
-
گرمی ی آغوش ترا می چشید
-
اطلس سیمابی ی اندام من
-
عطر نفس های ترا می مکید
-
مخمل گیسوی سیه فام من
-
مست ز خود رفتم و باز آمدم
-
دیده ی من دید که تر دامنم
-
عشق تو را یافت که چون خون شرم
-
از همه سو ریخته بر دامنم
-
رعد خروشید و زمین ها گداخت
-
کلبه ی تاریک دهان باز کرد
-
سینه ی من ساز نواساز شد
-
نغمه ی نشنیده یی آغاز کرد
-
رقص کنان پیکر اهریمنی
-
جست و برافشاند سر و پای و دست
-
خنده ی او تندر توفنده شد
-
در دل خاموشی و ظلمت شکست
-
نعره برآورد که دیدی چه خوب
-
خرمن پرهیز ترا سوختم
-
شعله ی شهوت شدم و بی دریغ
-
عشق دل انگیز ترا سوختم
-
دیده ی من باز شد و بازتر
-
دیدمت آنگاه که شیطان تویی
-
در پس آن چهره ی اهریمنی
-
با رخ افروخته پنهان تویی
-
ناله برآمد ز دلم کای دریغ
-
از تو چنین تر شده دامان من
-
وای خدایا ز پی سرزنش
-
رقص کنان آمده شیطان من


