-
ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است
-
ز شهر عشقم و دیوانگی شعار من است
-
منم ستاره ی شام و تویی سپیده ی صبح
-
همیشه سوی رهت چشم انتظار من است
-
چو برکه از دل صافم فروغ عشق بجوی
-
اگرچه ایت غم چهر پرشیار من است
-
مرا به صحبت بیگانگان مده نسبت
-
که من عقابم و مردار کی شکار من است
-
دریغ سوختم از هجر و باز مرد حسود
-
درین خیال که دلدار در کنار من است
-
درخت تشنه ام و رسته پیش برکه ی آب
-
چه سود غرقه اگر نقش شاخسار من است
-
به شعله یی که فروزد به رهگذار نسیم
-
نشانی از دل پرسوز بیقرار من است
-
چو آتشی که گذارد به جای خاکستر
-
ز عشق این دل افسرده یادگار من است


