-
جوجه هایم نغمه خوانی ها کنید
-
د رکنارم شادمانی ها کنید
-
باز هم بوی بهار آورده باد
-
آشیان را غرق گل ها کرده باد
-
با شما گر خامشی بگزیده ام
-
بشنوید این نغمه را از دیده ام
-
روزگاری جفت جویی بوده ام
-
گرم سوز نرم خویی بوده ام
-
بر سریر شاخه هایم بوده جای
-
بر حریر سبزه هایم بوده پای
-
آبدان در کاسه ی گل جسته ام
-
سینه با الماس شبنم شسته ام
-
پرنیان آفتابم کرده خشک
-
بر پرم دست صبا افشانده مشک
-
خوانده ام بس نغمه های دلنواز
-
جسته ام دلداده ی خود را به ناز
-
کامجویی های شیرین کرده ام
-
عیش ها با یار دیرین کرده ام
-
روزگاری بوده ام سرگرم کار
-
آشیان آورده ام در کشتزار
-
یک سحرگه دیده را وکرده ام
-
چند مروارید پیدا کرده ام
-
چند مروارید غلتان سپید
-
یک سحر در آشیانم شد پدید
-
آن گهرها را به جان پرورده ام
-
گرمشان از گرمی ی خود کرده ام
-
چند گاهی پیش ایشان خفته ام
-
وان گهرها را به نرمی سفته ام
-
تا گهر سفتم شما را یافتم
-
گر شما را نیست پر اینک پرم
-
بر شما این بال و پر می گسترم
-
گر شما را ناتوان این دست و پاست
-
در تنم تاب و توان بهر شماست
-
گرچه گه در آب و گه در آتشم
-
با شما یاران و دلبندان خوشم
-
در دلم سور از شما شور از شما
-
چشم بد دور از شما دور از شما


