-
بگذشت مرا ای دل با بی خبری عمری
-
با بی خبری از خود کردم سپری عمری
-
چون شعله سرانجامم خاموشی و سردی شد
-
هر چند ز من سر زد دیوانه گری عمری
-
نرگس نشدم دردا تا تاج زرم باشد
-
چون لاله نصیبم شد خونین جگری عمری
-
دل همچو پرستویی هردم به دیاری شد
-
آخر چه شدش حاصل زین دربدری عمری
-
دلدار چه کس بودم یا دل به چه کس دادم
-
از شور چه کس کردم شوریده سری عمری
-
تا روی نکو دیدم آرام ز کف دادم
-
سرمایه ی رنجم شد صاحب نظری عمری
-
پیوند تن و دل را پیوسته جدا دیدم
-
دل با دگران هر دم تن با دگری عمری


