-
برای انسان این قرن
-
چه آرزو می توان کرد
-
که در نخستین فراگشت
-
خراب و خون ارمغان کرد
-
ببین که در مغز پوکش
-
چه فتنه یی شعله انگیخت
-
ببین که در دست شومش
-
چه کوهی آتشفشان کرد
-
ببین که با خون و وحشت
-
عجین به چرک و عفونت
-
به هر کلان شهر عالم
-
چگونه سیلی روان کرد
-
تنوره ی آتشینش
-
شراره ها بر زمین ریخت
-
خراش در عرش افکند
-
خروش در آسمان کرد
-
گرسنه ی نیمه جان را
-
گلوله ها در شکم ریخت
-
گروه لب تشنگان را
-
گدازه ها در دهان کرد
-
نه ساقی و جام عدلی
-
نه غیرتی با گدایی
-
یکی ستم از جهان برد
-
یکی ستم بر جهان کرد
-
هجوم رایانه ها را
-
به فال فرخ نگیرم
-
که در پساپشت هر یک
-
نحوستی آشیان کرد
-
به فتح نیروی ذرات
-
چگونه خرسند باشم
-
بسا که معموره ها را
-
خرابه و خاکدان کرد
-
خدای من این چه قرنی ست
-
که بخش دیباچه اش را
-
به خون و زرداب زد مهر
-
به ننگ و نفرت نشان کرد
-
به عرصه ی جنگ و وحشت
-
فکنده سجاده بر خون
-
برای انسان این قرن
-
چه آرزو می توان کرد


