-
دیشب به یاد روی تو سر کردم
-
آن شکوه ی نیافته پایان را
-
در دامن خیال تو بگشودم
-
از چشم چشمه های خروشان را
-
در پیش پای جور تو نالیدم
-
کاوخ چه سست مهر و چه بدخویی
-
بر چهره ام ز لطف نمی خندی
-
با من سخن به مهر نمی گویی
-
چشم تو خیره شده به من و در وی
-
افسانه شگفتی و حیرت بود
-
کان اشتیاق و مهر و محبت را
-
نادیدنم چگونه مروت بود
-
من شرمسار ماندم و از پاسخ
-
درماند این لبان سخن پرداز
-
اما کنون اگر تو ببخشایی
-
من با تو آشکار کنم این راز
-
در من نهفته کودک بیماری ست
-
هر دم بهانه های عجب گیرد
-
خواهد که شعله های جنون گردد
-
در دامن سیاهی ی شب گیرد
-
چشم تو همچو دیگر چشمان است
-
او رازدار و فتنه گرش خواند
-
لبهات گرمتر ز لب کس نیست
-
او آتشین و پر شررش داند
-
من تشنه کام درد و غمم دردا
-
دردا که رنگ آب نمی بینم
-
در سوز عشق و محنت نکامی
-
جز جلوه ی سراب نمی بینم
-
با من مورز مهر و مکن یاری
-
من از تو جز شکنجه نمی خواهم
-
دیوانه ام چه چاره کنم دل را
-
جز دردمند و رنجه نمی خواهم
-
گر زانکه خواهمت نه تو را خواهم
-
خواهم که خون به ساغر دل ریزم
-
افکندمش به پیش رهت زین روی
-
تا خاک درد بر سر دل ریزم
-
شادی ازین فسانه که پنداری
-
معشوق نازپرور سیمینی
-
ای کور دل دلم به تو می سوزد
-
بازیچه ی منی و نمی بینی


