-
چندی به قهر گر چه زما رخ نهفته بود
-
دیشب ز آشتی به برم تنگ خفته بود
-
شب تا سحر نخفته و در پیش روی ماه
-
گه بوسه وام داده و گاهی گرفته بود
-
بودم بهار حسن که از همت لبش
-
گل های بوسه بر سر و رویم شکفته بود
-
در پایش اوفتادم و دانست عاشقم
-
این راز اگرچه در دل تنگم نهفته بود
-
خاموش بود و قصه ی او را به گوش من
-
آن دل که می طپید به صد شور گفته بود
-
سیمین نثار مقدم پر مهر دوست کرد
-
آن دانه های در که شب هجر سفته بود


