-
شب همه شب به بزم باغ گلی
-
به صبا بوسه داد و کام گرفت
-
هوسی راند و باده ای پیمود
-
حاصل از عمر بی دوام گرفت
-
دامن از دست داد و مست افتاد
-
تا شرابی ز جام وصل چشید
-
بلبل بی نوا ز حسرت و سوز
-
تا سحر ناله کرد و آه کشید
-
روی دامان چاک گل ژاله
-
یادگاری ز قصه ی دوش است
-
گل سرافگنده صبح می خندد
-
بلبل دل شکسته خاموش است


