-
گذشتم از تو که ای گل چو عمر من گذرانی
-
چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی
-
به دور چشم تو هر چند داد دل نستاندم
-
برو که کام دل از دور آسمان بستانی
-
گذاشتم به جگر داغ عشق و از تو گذشتم
-
به کام من که نماندی به کام خویش بمانی
-
بهار عمر مرا گر خزان رسید تو خوش باش
-
که چون همیشه بهار ایمن از گزند خزانی
-
تو را چه غم که سوی پایمال عشق تو گردد
-
که بر عزای عزیزان سمند شوق برانی
-
چگونه خوار گذاری مرا که جان عزیزی
-
چگونه پیر پسندی مرا که بخت جوانی
-
کنون غبار غمم برفشان ز چهره که فردا
-
چه سود اشک ندامت که بر سرم بفشانی
-
چه سال ها که به پای تو شاخ گل بنشستم
-
که بشکفی و گلی پیش روی من بنشانی
-
تو غنچه بودی و من عندلیب باغ تو بودم
-
کنون به خواری ام ای گلبن شکفته چه رانی
-
به پاس عشق ز بد عهدی ات گذشتم و دانم
-
هنوز ذوق گذشت و صفای عشق ندانی
-
چه خارها که ز حسرت شکست در دل ریشم
-
چو دیدمت که چو گل سر به سینه ی دگرانی
-
خوشا به پای تو سر سودنم چو شاهد مهتاب
-
ولی تو سایه برانی ز خود که سرو روانی


