نگاه ِ آشنا
سایه
https://www.sherfarsi.ir/saye/نگاه-آشنا-دوم

  1. ز چشمی که چون چشمه ی آرزو

  2. ر آشوب و افسونگر و دلرباست

  3. به سوی من آید نگاهی ز دور

  4. نگاهی که با جان من آشناست

  5. تو گویی که بر پشت برق نگاه

  6. نشانیده امواج شوق و امید

  7. که باز این دل مرده جانی گرفت

  8. سراسیمه گردید و در خون تپید

  9. نگاهی سبکبال تر از نسیم

  10. روان بخش و جان پرور و دل فروز

  11. بر آرد ز خاکستر عشق من

  12. شراری که گرم است و روشن هنوز

  13. یکی نغمه جوشد هماغوش ناز

  14. در آن پر فسون چشم راز آشیان

  15. تو گویی نهفته ست در آن دو چشم

  16. نواهای خاموش سرگشتگان

  17. ز چشمی که نتوانم آن را شناخت

  18. به سویم فرستاده آید نگاه

  19. تو گویی که آن نغمه ی موسقی ست

  20. که خاموش مانده ست از دیرگاه

  21. از آن دور این یار بیگانه کیست

  22. که دزدیده در روی من بنگرد

  23. چو مهتاب پاییز غمنگین و سرد

  24. که بر روی زرد چمن بنگرد

  25. به سوی من آید نگاهی ز دور

  26. ز چشمی که چون چشمه ی آرزوست

  27. قدم می نهم پیش اندیشناک

  28. خدایا چه می بینم این چشم اوست