-
درختی پیر
-
شکسته خشک تنها گم
-
نشسته در سکوت وهمناک دشت
-
نگاهش دور
-
فسرده در غروب مرده ی دلگیر
-
و هنگامی که بر می گشت
-
کلاغی خسته سوی آشیان خویش
-
غم آور بر سر آن شاخه های خشک
-
فروغ واپسین خنده ی خورشید
-
شد خاموش


