-
سر به سنگی می زدم فریاد خوان
-
پاسخم آمد شکست استخوان
-
سنگ سنگین دل چه می داند که مرد
-
از چه سر بر سنگ می کوبد به درد
-
او همین سنگ است و از سرها سر است
-
سنگ روز سر شکستن گوهر است
-
تا چنین هنگامه ی سنگ است و سر
-
قیمت سنگ است از سر بیشتر
-
روزگارا از توام منت پذیر
-
گوهر ما را کم از سنگی مگیر
-
هر که با سنگی ز سویی تاخته ست
-
سایه هم لعل دلی انداخته ست


