-
هان ای ونیز من
-
ای دختر خیال
-
چون از حریر نازک مهتاب های دور
-
پیراهن سپید عروسان به بر کنی
-
چون آسمان به سر نهدت نیمتاج ماه
-
وز غرفه ی کبود افق سر به در کنی
-
مانی به انتظار که از بام آسمان
-
پاشند بر تو پولک و نقل ستاره ها
-
آنگه من از دیار خود ایم به دیدنت
-
تا صبح را سلام دهیم از مناره ها
-
پندارم ای ونیز که می بینمت هنوز
-
از روی بام های سفالین سرخ فام
-
یاد آورم که در تو بگذشتست چون نسیم
-
آن روزهای گمشده ی بی نشان و نام
-
بر قبه های آبی و بر بام های سرخ
-
بر آبهای روشن دریای نیلگون
-
بر آن جزیره های تک افتاده ی کبود
-
بر یادگارهای پرکنده ی قرون
-
بر برج های زنگ که از آهن است و سنگ
-
بر زنگ ها که می شکند
-
دنگ دنگ دنگ
-
بر خنده های ریز و درخشان موج ها
-
بر چتر آفتابی خورشید رنگ رنگ
-
بر هر چه در فضای تو می ایدم به یاد
-
بینم نشانه هایی از آن روزهای دور
-
آن روزهای ساخته از نور و از بلور
-
اینک در آرزوی تو ای شهر نوعروس
-
آن روزها که در پی شب ها گریختند
-
آنها که چون شکوفه ی گیلاس های سرخ
-
در دامن نسیم گریزنده ریختند
-
یک یک فرا رسند نواخوان و پایکوب
-
با تاج شهریاری خورشید بی غروب


