-
بر گور روزهای سیه بوته های عشق
-
پژمرد و غنچه های امید گذشته مرد
-
در حیرتم هنوز که ایا چگونه بود
-
آن روزها که مرد و ترا جاودانه برد
-
خوابی گذر نکرد دریغا گذر نکرد
-
در چشم من شبان سیه بی خیال تو
-
ای آنکه دل به رنج غریبی سپرده ای
-
گریم به حال خویش و نگریم به حال تو
-
یاد آرمت هنوز هنوز ای امید دور
-
ای آنکه در زوال تو بینم زوال خویش
-
چون بنگرم هنوز در انبوه روزها
-
یادآورم ورود ترا در خیال خویش
-
گویی در آن غروب بهاری گشوده شد
-
درهای تنگ معبد تاریک خاطرات
-
همراه با بخور خوش و زخمه های چنگ
-
در دل طنین فکند مرا ضربه های پات
-
با من چنان به مهر درآمیختی که بخت
-
چون در تو بنگریست لب از شکوه ها بدوخت
-
وان قطره ی نگاه تو چون در دلم چکید
-
چون اشک گرم شمع مرا زندگی بسوخت
-
اینک تو نیز رفتی و بر گور روزها
-
شمعی ز یاد روشن خود برفروختی
-
ای آفتاب عمر درین وادی غروب
-
هر سو مرا کشاندی و لب تشنه سوختی
-
بازآ که بی فروغ تو این روزهای تار
-
بر من چنان گذشت که بگذشت شام من
-
ای دیو شب فرشته ی خورشید را بکش
-
تا صبحدم دوباره نیاید به بام من


