-
مادر گناه زندگیم را به من ببخش
-
زیرا اگر گناه من این بود از تو بود
-
هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم
-
اما ترا به راستی از زادن چه سود
-
در دل مگو که از تو و رنج تو آگهم
-
هرگز مرا چنانکه خودستی گمان مدار
-
هرگز فریب چهره ی آرام من مخور
-
هرگز سر از سکوت مدامم گران مدار
-
من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ
-
من آتشم که در تو نگیرد شرار من
-
دردم یکی نبود که زودش دوا کنی
-
آن به که دل نبندی ازین پس به کار من
-
مادر من آن امید ز کف رفته ی توام
-
کز هر چه بگذری نتوانی بدو رسید
-
زان پیشتر که مرگ تنم در رسد ز راه
-
مرگ دلم ز مردن صد آرزو رسید
-
هر شب که در به روی من آهسته وکنی
-
در چشم خوابنک تو خوانم ملامتت
-
گویی به من که باز چه دیر آمدی چه دیر
-
بس کن خدای را که تبه شد سلامتت
-
از بیم آنکه رنج ترا بیشتر کنم
-
می خندمت به روی و نمی گویمت جواب
-
مادر چه سود ازین که بهم ریزم این سکوت
-
مادر چه سود از این که براندازم این نقاب
-
تا کی بدین امید که ره در دلم بری
-
بندی نگاه خود به نگاه خموش من
-
تا کی همین که حلقه ب در آشنا کنم
-
آهنگ گامهای تو اید به گوش من
-
مادر من آن امید ز کف رفته ی توام
-
درد مرا مپرس و گناه مرا ببخش
-
دانی خطای بخت من است آنچه می کنم
-
پس این خطای بخت سیاه مرا ببخش
-
مادر تو بی گناهی و من نیز بی گناه
-
اما سزای هستی ما در کنار ماست
-
از یکدگر رمیده و بیگانه مانده ایم
-
وین درد درد زندگی و روزگار ماست


