-
مرغ سیاه بر سر تخم سپید خفت
-
با نطفه ای که در دل او می تپید گفت
-
زهدان آهکین من ای تخم چشم من
-
زندان تیره نیست
-
سرشار از فروغ زلال سپیده
-
است
-
پوشیده تر ز مردمک چشم خفتگان
-
خورشید در سپیده ی آن آرمیده است
-
شب غرق در فروغ زلال سپیده شد
-
بانگ خروس تا افق صبحگاه رفت
-
زان پیشتر مه زرده ی خورشید بردمد
-
دستی در آشیانه ی تاریک دیده شد
-
تخم سپید از بر مرغ سیاه رفت
سرگذشت
نادرپور
https://www.sherfarsi.ir/naderpour/سرگذشت
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


