-
بوته ی خشکیده ام ز بوسه ی خورشید
-
غنچه ی مرگم که عطر زندگیم نیست
-
بنده ی پیرم که از نهیب حوادث
-
راه رهایی ز دام بندگیم نیست
-
تار پر از ناله ام به زخمه مکوبم
-
رنجه مدارم ازین شکنجه خدا را
-
برده ی پیرم که برده ام همه بر دوش
-
ناله کنان تخته سنگ های بلا را
-
ناله ی من رخنه کند به دل سنگ
-
ناخن من لطمه کی زند به تن کوه
-
چنگ تهی مانده ام که زخمه ی تقدیر
-
پر کندم از هزار نغمه ی اندوه
-
اشک فریبم نه اشک شادی و ماتم
-
اشک گناهم نه اشکی پاکی و پرهیز
-
ای غم شیرین مرا به خویش میالای
-
ای دل غمگین مرا به خویش میاویز
-
قطب زمینم که آفتاب نبینم
-
شام خزانم که جز ملال ندانم
-
باد سیاهم که چون ز راه درایم
-
غیر غبارت به دیدگان نشانم
-
بار خدایا نشاط زندگیم نیست
-
گرچه دلم بارها ز مرگ هراسید
-
ای همه مردم مرا چنانکه منستم
-
باز ببینید و باز هم نشناسید


