-
تو ای چشم سیه با شعله ی خویش
-
شبانگاهان دلم را روشنی بخش
-
بسوزانم درین تاریکی مرگ
-
ز چنگال گناهم ایمنی بخش
-
خدا را آسمانا در فروبند
-
ز شیون های خاموشم مپرهیز
-
به چاه اخترانم سرنگون ساز
-
ز دار کهکشان هایم بیاویز
-
خدا را آسمانا پرده بفکن
-
مرا از چشم اخترها نهان کن
-
تنم در کوره ی خورشید بگداز
-
مرا پاکیزه دل پاکیزه جان کن
-
خدا را ماهتابا چهره بفروز
-
مرا درچشمه ی خود شستشو ده
-
به اشک نامرادی آشنا ساز
-
ز اشک پارسایی آبرو ده
-
بکوب ای دست مرگ ای پنجه ی مرگ
-
به تندی بردرم تا درگشایم
-
تو مرغان قفس را پر گشودی
-
من این مرغ قفس را پر گشایم
-
به تندی حلقه بر در زن مگو کیست
-
که در زندان هستی چون منی هست
-
به گوشم در دل شبهای خاموش
-
صدای خنده ی اهریمنی هست
-
شبم تاریک شد تاریکتر شد
-
نمی تابد ز روزن آفتابی
-
نمی تابد درین بیغوله ی مرگ
-
شبانگاهان فروغ ماهتابی
-
خدایانند و اخترها و شب ها
-
گواه گریه های شامگاهم
-
نمی دانند این بیگانه مردم
-
که در خود اشک ها دارد نگاهم
-
مرا ای سوز تب در بستر خویش
-
بسوزان شعله ور کن روشنی بخش
-
مرا زین لرزش گرم تب آلود
-
خدا را لذتی اهریمنی بخش
-
مرا ای دست خون آشام تقدیر
-
گریبان گیر و در ظلمت رها کن
-
مرا بر یال استرها فروبند
-
مرا از بال اخترها جدا کن
-
مرا در زیر دندانهای مریخ
-
به نرمی خرد کن کم کم فرو ریز
-
مرا در آسیای کهنه ی چرخ
-
غباری ساز و در کام سبو ریز
-
بکوب ای دست مرگ امشب درم را
-
که از من کس نمی گیرد سراغی
-
شب تاریک من بی روشنی ماند
-
تو ای چشم سیه بر کن چراغی


