-
یادش به خیر دلبر روشن ضمیر ما
-
دلدار ما دلاور ما دلپذیر ما
-
یاری که در کشکش گردابهای غم
-
او بود و دست بسته او دستگیر ما
-
یادش دوید دردلم و چون نسیم خیس
-
بگذشت و تازه کرد سراسر کویر ما
-
ما را هوای اوست در این برگ ریز مهر
-
پر می کشد ز سینه دل دیرگیر ما
-
صیاد ما که بخت و کمندش بلند باد
-
پرسیده هیچ گاه که کو آن اسیر ما
-
صبح است روی دوست چراغی از آفتاب
-
او را چه غم ز شمع دل پیش میر ما
-
بس نقش ها زدند ولی روز آزمون
-
یک از هزارشان نشد آن بی نظیر ما
-
تیر دعا رهاست در این آسمان کجاست
-
مرغ دلی که سینه سپارد به تیر ما
-
روزی به سر نیامده شامی به پای خاست
-
بنگر که تا چه زود رسیده است دیر ما
-
فریاد ما ز دشنه دشمن نبود دوست
-
خنجر برون کشید و بر آمد نفیر ما
-
آنان که لاف دایگی و مادری زدند
-
خوردند خون ما و بریدند شیر ما
-
آن جا که باغبان کمر سرو می زند
-
و ز باغ می برد همه عطر و عبیر ما
-
ای شط ره رونده تو ایینه ای بگیر
-
بر روی و موی بیدبن سر به زیر ما
-
می گفت پیر ما که صبوری به روز سخت
-
حالی بیاورید صبوری به پیر ما
-
چون عقل را به گوشه میخانهه باختیم
-
عشق تو ماند در همه حالی دبیر ما


