-
سنگ را می ترکاند سرما
-
ولی آنان که ز سنگند سمج تر بر جا
-
خیل بی کارانند
-
کز دم صبح سر میدانگاه
-
روز را منتظرند
-
حرفشان با هم نیست
-
هیچشان ماتم نیست
-
روی یک دایره تنگ به هم می لولند
-
و بخارات نفس هاشان گرم
-
پیله ای می تند آنان را سست
-
که به زنگ شتری می ریزد
-
و شتهرها گذرانند شبح وار ز خلوتکده ای
-
خالکوبی شده از نور چراغانی چند
پیش از بیداری شهر
کسرایی
https://www.sherfarsi.ir/kasrai/پیش-از-بیداری-شهر
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


