-
پیکان سرخ ماهی کوچک
-
می دوخت ابر پاره را با وصله آبی
-
وز کاسه ای تا جاودان بی ته
-
روح مرا چون سنگ سنگینی به گود آسمان می برد
-
آن جا زمین گم بود
-
آن جا زمان چون حبه قندی آب میگردید
-
جان بود و بی مرگی
-
پر بود و آزادی
-
و پنجه های تیز خواهش های من در کار
-
انگشت سرد ماهی کوچک
-
انگشت خون آلود
-
با یک برش نقش خیالم را درید از هم
-
از سینه مجروح آب نیلگون می رفت
-
دود کلاغان یک سره در چشم آتش مرده خورشید
-
شب بود و من چون گربه ای نومید
-
آرام در پاشویه های حوض می گشتم


