-
فریاد سرخ فام بهارانم
-
سرکش
-
گرمای قلب خاک
-
گیرانده شب چراغ پریشانم
-
فریاد سرخ فام بهارانم
-
برخاسته ز سنگ
-
با من مگو ز حادثه می دانم
-
آری که دیر نمی مانم
-
اما به هر بهار سرودم را
-
چون رد خون آهوی مجروح
-
بر هر ستیغ سهم می افشانم
-
آنگاه عطر تلخ جوانم را
-
با بال بادهای مهاجم
-
تا ذهن دشتهای گمشده می رانم
شقایق
کسرایی
https://www.sherfarsi.ir/kasrai/شقایق
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


