-
نان به یک نرخ نمی ماند در این بازار
-
آدمی نیز به یک ارج و بها
-
در جوانی پدرم
-
سنگک یک من یک شاهی بر خوانش بود
-
و چه شب ها که به شوق
-
پاسداری می داد
-
بر در مجلس شورا تا صبح
-
تا که مشروطه نیفتد به کف استبداد
-
و سرانجام ز خونی که روان شد بر خاک
-
ساقه خشک پر رنگین داد
-
پدرم یک تن از جوخه آزادی بود
-
آفرین بود بسی بر پدرم
-
پس یک چند از آن دوره پر شور و خروش
-
مزد پیروزی ها را پدرم
-
پهن می کرد به حوض خانه بساطی رنگین
-
گوش می داد به آواز قمر
-
و به تار درویش
-
و به نقل و سخن یک دو سه تن از احباب
-
و گوارای وجود
-
گلویی تر می کرد
-
و چنین شد که گل تنهای آزادی
-
گل نو ریشه بی حرمت و پاس
-
توی گلدان بلورین به سر رف خشکید
-
کم کمک دور شد از ره پدرم
-
پدرم یک تن از جمله بی راهان شد
-
شرم بادا نفرین
-
پیر مرد اینک با پایی سست
-
و به دستی لرزان
-
می خرد سنگک را شخصا هر یک دانه چار ریال
-
نان به یک نرخ نمی ماند در این بازار
-
آدمی نیز به یک ارج و بها
-
و نمی گردد تنها این بسیار فنون چرخ و فلک می گردد
-
دوست می گردد دشمن با تو
-
وز نیازی دشمن
-
کینه بگذاشته می گردد دوست
-
کیست کدبانوی این خانه که هر روز از نو
-
به حساب عمل ما برسد
-
گل سرما بزند
-
یا سر ما بزند بر گل دار


