در آستانه
کسرایی
https://www.sherfarsi.ir/kasrai/در-آستانه

  1. برخاست از برابرم و ایستاد

  2. دلگیر و ملتهب

  3. لختی چو دود و شعله به ایینه تکیه داد

  4. دیگر بر او فضای تنی خسته تنگ بود

  5. من سنگ سخت بودم و او آب و رنگ بود

  6. بگذشت از میان اتاقم شتابناک

  7. بی سایه ای به خاک

  8. در آستان در

  9. یک لحظه ایستاد و نگاه نوازشش

  10. روی کتابهای من و شعرهای من

  11. بر روی میز و قالی و گلدان و پرده ها

  12. افسرده پرسه زد

  13. آنگاه بی صدا

  14. از پله ها گذشت و ز دالان عبور کرد

  15. صد شمع صد چراغ از این خانه دور کرد

  16. سر کردم از دریچه و در کوچه دیدمش

  17. انبان یادهای من افکنده روی دمش

  18. می رفت چون نسیمی و بر رهگذار او

  19. در شام سرخ پوش

  20. پاییزم برگ سوخته می ریخت در هوا

  21. بستم دریچه را دل آزرده تر ز پیش

  22. تار سپید موی نهفتم ز اینه