-
سینه سوز است هنوز
-
یاد خونین نبردی که گذشت
-
ناله ها پر شد در سینه کوه
-
شیهه ها گم شد در خلوت دشت
-
همه نامردی و نامردی و ننگ
-
صحنه جولانگه رزم دو همآورد نبود
-
زخمی خنجر خویشیم افسوس
-
جنگ جنگ دو جوانمرد نبود
-
سنگر سوخته در پشت سرم
-
طرح محوی از شهر
-
نقش در چشم ترم
-
تنم آغشته به خون
-
خون از این سینه ویران شده دیگرگون
-
کوله بارم بر پشت
-
چوب پرچم درمشت
-
با همه خستگی و خون ریزی
-
با همه درد که می پیچم از آن بر خویش
-
با همه یاس که صحراست به آن آلوده
-
پیش می ایم می ایم پیش
-
من بدین گونه نمی خواهم مرگ
-
من بدین گونه نمی خواهم زیست
-
من نمی خواهم این تلخ درنگ
-
من نمی خواهم خاموش گریست
-
شهر این شهر که با میوه صبح
-
رنگ انداخته در چشمانم
-
از سر تپه هویدا و نهان
-
می کشاند به خود این پیکر بی سامانم
-
نیست فرمانده من در این راه
-
هیچ کس جز دل من
-
هیچ کس نیست بر این راه دراز
-
جز دلم قاتل من
-
می تواند چون دگران
-
ناله ای کرد و دراین وادی خفت
-
می توان داشت از این خفتن امید حیات
-
می توان رفت ولی چون مردان
-
می توان مرد و به لب هیچ نگفت
-
می خزم ب تن این شیب و فراز
-
کاش پا داشت توانیی تن
-
کاش با قمات آراسته می رفتم پیش
-
کاش می رفتم می رفتم من


