ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حافظ

  1. ای هدهد صبا به سبا می فرستمت

    بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

    ای هدهد صبا، تو را به سبا می‌فرستم. ببین که تو را از کجا به کجا می‌فرستم

  2. حیف است طایری چو تو در خاکدان غم

    زین جا به آشیان وفا می فرستمت

    حیف است که پرنده‌ای مثل تو در خاکدان غم باشد. از اینجا تو را به خانه وفا می‌فرستم.

  3. در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

    می بینمت عیان و دعا می فرستمت

    در راه عشق، نزدیکی و دوری معنی ندارد. تو را آشکارا می‌بینم (با اینکه به ظاهر دور هستی) و برایت دعا می‌فرستم.

  4. هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر

    در صحبت شمال و صبا می فرستمت

    هر صبح و شب، کاروانی از دعای خیر به همراه باد شمال و باد صبا برایت می‌فرستم.

  5. تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب

    جان عزیز خود به نوا می فرستمت

    برای آنکه لشکر غم، آبادی دلت را خراب نکند،  ای جانان و عزیز دل من! تو رابه جایی می‌فرستم که برایت سود دارد.

  6. ای غایب از نظر که شدی همنشین دل

    می گویمت دعا و ثنا می فرستمت

    ای کسی که از نظرها پنهان هستی، و همدم دل من شدی، دعایت می‌کنم و برایت ثنا می‌فرستم.

  7. در روی خود تفرج صنع خدای کن

    کآیینه خدای نما می فرستمت

    به عنوان سیر و سیاحت، رخ خودت را به عنوان آفریده خدا نگاه کن. آیینه‌ای برایت می‌فرستم که در آن می‌توانی خدا را ببینی (با نگاه کردن به خودت به عنوان آفریده خدا)

  8. تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند

    قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت

    برای اینکه آوازه خوانان تو را از شوق من آگاه کنند، شعر و غزل را به همراه آهنگ و ساز و نوا برایت می‌فرستم.

  9. ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت

    با درد صبر کن که دوا می فرستمت

    ای ساقی! بیا که پیام‌رسان غیبی به من مژده داد که این درد را تحمل کن که برایت درمان می‌فرستم.

  10. حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست

    بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت

    ای حافظ! سرود مجلس ما، بیان خوبی‌های تو است. عجله کن که برایت اسب و قبا می‌فرستم.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
کآیینه خدای نما می فرستمت
قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
با درد صبر کن که دوا می فرستمت
بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
کآیینه خدای نما می فرستمت
قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
با درد صبر کن که دوا می فرستمت
بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر
  • پس زمینه شب متن نوشته:  بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
کآیینه خدای نما می فرستمت
قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
با درد صبر کن که دوا می فرستمت
بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر ک
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
کآیینه خدای نما می فرستمت
قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
با درد صبر کن که دوا می فرستمت
بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
در روی خود تفرج صنع خدای کن
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گ
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
در روی خود تفرج صنع خدای کن
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گویمت دع
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
در روی خود تفرج صنع خدای کن
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گویمت دع
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
در روی خود تفرج صنع خدای کن
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
می گویمت د

    • صبا

      صبا
      بادی است که از مابین مشرق و شمال وزد و باد برین هم همین است
    • سبا

      سبا
      بالقیس ملکه سبا
      شهری در یمن که پایتخت فرمانروایی بالقیس بود. سلیمان توسط هدهد از وجود ملکه سبا (بالقیس) آگاه شد و او را به پایتخت خود دعوت کرد و از او خواست که به خدای یگانه ایمان بیاورد و او هم پذیرفت. طبق برخی روایات، بالقیس (ملکه سبا) به همسری سلیمان درآمد.
    • هدهد

      هدهد
      مرغ سلیمان
      هدهد
      شانه به سر. مرغ افسانه ای است که در دربار سلیمان میزیست . داستان این مرغ وپیام آوری او از سلیمان به جانب بلقیس ملکه ٔ سبا در سوره ٔ نمل آمده است.
    • نوا

      نوا
      نغمه، سرود، آواز، نام دستگاهی در موسیقی
      مال، دارایی، سود، بهره
      گرو، گروگان
    • تفرج

      تفرج
      گردش و سیر و سیاحت
      از تنگی و سختی و دشواری بیرون آمدن
    • هاتف

      هاتف
      آواز دهنده، خواننده