-
چو شب روز شد بامداد پگاه
بفرمود تا بازگردد سپاه
-
بیامد دو رخساره همرنگ نی
چو شب تیره گشت اندر آمد بری
-
یکی نامه بنوشت نزد پسر
که کژی به باغ اندر آورد بر
-
چنان شد ز بالین ما اردشیر
کزان سان نجست از کمان ایچ تیر
-
سوی پارس آمد بجویش نهان
مگوی این سخن با کسی در جهان
چو شب روز شد بامداد پگاه
فردوسی
https://www.sherfarsi.ir/ferdowsi/چو-شب-روز-شد-بامداد-پگاه
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


