-
زمانه وار اگر می پسندیم کر و لال
-
به سنگفرش تو این خون تازه باد حلال
-
مجال شکوه ندارم ولی ملالی نیست
-
که دوست جان کلام من است در همه حال
-
قسم به تو که دگر پاسخی نخواهم گفت
-
به واژه ها که مرا برده اند زیر سوال
-
تو فصل پنجم عمر منی و تقویمم
-
بشوق توست که تکرار می شود هر سال
-
ترا ز دفتر حافظ گرفته ام یعنی
-
که تا همیشه ز چشمت نمی نهم ای فال
-
مرا زدست تو این جان بر لب آمده نیز
-
نهایتی ست که آسان نمی دهم به زوال
-
خوشا هر آنچه که تو باغ باغ می خواهی
-
بگو رسیده بیفتم به دامنت یا کال
-
اگر چه نیستم آری بلور بارفتن
-
مرا ولی مشکن گاه قیمتی ست سفال
-
بیا عبور کن از این پل تماشایی
-
ببین چگونه گذر کرده ام ز هر چه محال
-
ببین بجز تو که پامال دره ات شده ام
-
کدام قله نشین را نکرده ام پامال
-
تو کیستی که سفرکردن از هوایت را
-
نمی توانم حتی به بالهای خیال


