-
همراز من ز ناله ی خود هر چند
-
چشم تو را نخفته نمی خواهم
-
یک امشبم ببخش که یک امشب
-
نالیدن نهفته نمی خواهم
-
بر مرغ شب ز ناله ی جانسوزم
-
امشب طریق ناله بیاموزم تب ای تب از چه شعله کشی در من
-
آتش به خرمنم ز چه اندازی
-
شب ای شب از سیاهی تو آوخ
-
من رنگ بازم و تو نمی بازی
-
مردم ز درد رنجه مرا بس کن
-
بس کن دگر شکنجه مرا بس کن
-
عمری به سر رسید سراسر رنج
-
حاصل ز عمر رفته چه دارم هیچ
-
امشب اگر دو دیده فرو بندم
-
از بهرکودکان چه گذارم هیچ
-
این شوخ چشم دختر گل پیکر
-
فردا که را خطاب کند مادر
-
راز درون تیره ی من داند
-
این سایه یی که بر رخ دیوار است
-
این سایه ی من است و به خود پیچد
-
او هم چو من دریغ که بیما است
-
آن پنجه های خشک چه وحشت زاست
-
وان گیسوی پریش چه نازیباست
-
پاشدیه ام به خاک و نمی دانم
-
شیرین شراب جام چه کس بودم
-
بس آرزو که در دل من پژمرد
-
آهنگ ناتمام چه کس بودم
-
در عالمی ز نغمه ی پر دردم
-
آشوب دردخیز به پا کردم
-
حسرت نمی برم که چرا جانم
-
سرمست از شراب نگاهی نیست
-
یا از چه روی این دل غمگین را
-
الفت به دیدگان سیاهی نیست
-
شد خاک این شرار و به دل افسرد
-
وان خاک را نسیم به یغما برد
-
زین رنج می برم که چرا چون من
-
محکوم این نظام فراوان است
-
بندی که من به گردن خود دارم
-
دیگر سرش به گردن ایشان است
-
آری به بند بسته بسی هستیم
-
از دام غم نرسته بسی هستیم
-
همبندهای خسته و رنجورم
-
پوسیدنی است بند شما دانم
-
فردا گل امید بروید باز
-
در قلب دردمند شما دانم
-
گیرم درخت رنگ خزان گیرد
-
تا ریشه هست ساقه نمی میرد


