-
گل می رود از بستان بلبل ز چه خاموشی
-
وقت است که دل زین غم بخراشی و بخروشی
-
ای مرغ بنال ای مرغ آمد گه نالیدن
-
گل می سپرد ما را دیگر به فراموشی
-
آه ای دل ناخرسند در حسرت یک لبخند
-
خون جگرم تا چند می نوشی و می نوشی
-
می سوزم و می خندم خشنودم و خرسندم
-
تا سوختم چون شمع می خواهی و می کوشی
-
تو آبی و من آتش وصل تو نمی خواهم
-
این سوختنم خوش تر از سردی و خاموشی


