شاعر
نادرپور
https://www.sherfarsi.ir/naderpour/شاعر

  1. در ژرفنای اینه مردی است

  2. مردی که با تخیل خورشید گونه اش

  3. دریا و آسمان را تصویر می کند

  4. او صبح را به سرخی آتش

  5. بر می کشد ز خرمن پر دود آسمان

  6. با این چراغ شب را تسخیر می کند

  7. او آفریدگار بهار است

  8. اندیشه های سبز جوان را

  9. از خاک مغزهای نیالوده

  10. تا داربست روشن آفاق می برد

  11. وان را چو آفتاب سرازیر می کند

  12. او شیره ی حیات گیاهان را

  13. در گردش نهفته ی پیچاپیچ

  14. از پشت مویرگ ها می بیند

  15. در جزر و مد موجش تأثیر می کند

  16. او نبض بیقرار جهان را

  17. چون مهره های کوچک تسبیح

  18. در دست کبریایی خود دارد

  19. هر جنبش رگش را تفسیر می کند

  20. او داستان خون شدن لعل را

  21. در تخمدان آهکی سنگ

  22. یا سرنوشت عشق صدف را

  23. از ابتدای نطفگی شن

  24. تا لحظه ی تولد مروارید

  25. تقریر می کند

  26. او کیمیای مهر بشر را

  27. بر لوحه ی فلزی تقدیر می زند

  28. تقدیر می درخشد و تغییر می کند

  29. در ژرفنای اینه مردی است

  30. مردی که گرچه چشم جهان بینش

  31. همتای دیدگان خداوند است

  32. خط شکستگی را بر لوح اینه

  33. هرگز نخوانده است

  34. او جاودانگی را تعبیر می کند