شعرفارسی

نوا

نوا
نغمه، سرود، آواز، نام دستگاهی در موسیقی
مال، دارایی، سود، بهره
گرو، گروگان
1

کاربردهای نوا

  • به نوید و به نوا طفل خوش است

    من چه دارم ز نوا و ز نوید

  • از تو نستانم نوا و برگ را

    گر بچشم خویش بینم مرگ را

  • فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق

    نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز

  • دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست

    تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

  • طبع نظامی که بدو چونگلست

    بر گل او نغز نوا بلبلست

  • بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

    و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت

  • تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب

    جان عزیز خود به نوا می فرستمت

  • تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند

    قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت

  • مغنی نوایی به گلبانگ رود

    بگوی و بزن خسروانی سرود

  • ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

    روزی تفقدی کن درویش بی نوا را

  • ای جهان را ز هیچ سازنده

    هم نوا بخش و هم نوازنده

  • چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

کتاب فروشان - فروش کتاب های دست دوم