شعرفارسی

غالیه

غالیه
ماده‌ای خوشبو مرکب از مشک و عنبر و باله به رنگ سیاه که موی را با آن رنگ می‌کرده‌اند
1

کاربردهای غالیه

  • آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی

    گردون ورق هستی ما درننوشتی

  • کدام سرو سهی راست با وجود تو قدر

    کدام غالیه را پیش خاک پای تو بوست

  • این غول روی بسته کوته نظر فریب

    دل می برد به غالیه اندوده چادری

  • خالست بر آن صفحه سیمین بناگوش

    یا نقطه ای از غالیه بر یاسمنست آن

  • رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد

    زهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید

  • چونست عقیق آبدارت

    وآن غالیه های تابدارت

  • من و آن جعد موی غالیه بوی

    من و آن ماهروی حورنژاد

کتاب فروشان - فروش کتاب های دست دوم