شعرفارسی

ارغوان

ارغوان
ارغوان
ارغوان
درختی است با گل‌های سرخ رنگ
1

کاربردهای ارغوان

  • شراب خورده و خوی کرده می روی به چمن

    که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت

  • شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

    نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم

  • بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک

    سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری

  • یکی به حکم نظر پای در گلستان نه

    که پایمال کنی ارغوان و یاسمنش

  • دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت

    گفتار جان فزایش در گوشم ارغنون زد

  • باغ می خواهم که روزی سرو بالایت ببیند

    تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد

  • گفتم ای غافل نبینی کوه با چندین وقار

    همچو طفلان دامنش پر ارغوان و یاسمین