آن برتر
سهراب

  1. به کنار تپه شب رسید

  2. با طنین روشن پایش اینه فضا را شکست

  3. دستم درتاریکی اندوهی بالا بردم

  4. و کهکشان تهی تنهایی رانشان دادم

  5. شهاب نگاهش مرده بود

  6. و تابش بیراهه ها

  7. و بیکران ریگستان سکوت را

  8. و او پیکره اش خاموشی بود

  9. لالایی اندوهی بر ما وزید

  10. تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت

  11. و ناگاه از آتش لبهایش جرقه لبخندی پرید

  12. در ته چشمانش تپه شب فرو ریخت

  13. و من

  14. در شکوه تماشا فراموشی صدا بودم