شعرفارسی

لعنت
سیمین

  1. خواب و خیالی پوچ و خالی

  2. این زندگانی بود و بگذشت

  3. دوران به ترتیب و توالی

  4. سالی به سال افزود و بگذشت

  5. هر اتفاقی چشمه یی بود

  6. از هر کناری چشم بگشود

  7. راهی شد و صد جوی و جر شد

  8. صد جوی و جر شد رود و بگذشت

  9. در انتظار عشق بودم

  10. اوهام رنگینم شتابان

  11. گردونه شد بر گل گذر کرد

  12. دامان من آلود و بگذشت

  13. عمری سرودم یا نوشتم

  14. این ظلم و این ظلمت نفرسود

  15. بر هر ورق راندم قلم را

  16. گامی عبث فرسود و بگذشت

  17. اندیشه ام افروخت شمعی

  18. در معبر بادی غضبناک

  19. وان شعله ی رقصان چالاک

  20. زد حلقه یی در دود و بگذشت

  21. کردم به راهش گلفشانی

  22. وان شهسوار آرمانی

  23. چین بر جبین خشمی عتابی

  24. بر بندگان فرمود و بگذشت

  25. با عمر خود گفتم که دیری

  26. جان کنده ای کنون چه داری

  27. پیش نگاهم مشت خالی

  28. چون لعنتی بگشوده و بگذشت

کتاب فروشان - فروش کتاب های دست دوم